قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى
پيشگفتار 10
خلاصة التواريخ ( فارسى )
القمى الشهير به مير منشى » معرفى مىكند « 1 » . نياكان پدر و مادرى قاضى احمد در شهر قم مىزيستند و از خاندانهاى با نفوذ اين شهر بودند . نياى پدرى قاضى احمد مير سيد احمد در روزگار تركمانان و صفويه « اقضى القضاتى دار المؤمنين قم » و توابع را داشته است « 2 » و نياى مادرى او قاضى شرف الدّين عبد المجيد كه خود را مملوك حافظ قنبر سبزوارى خوشنويس معروف مىشمرد از بزرگان شهر قم بود . در زمان سلطان مراد آققويونلو هنگامى كه تركمانان به سركردگى آيبه سلطان به قصد تسخير قم آمدند ، به دستور قاضى شرف الدين دروازهها را به روى آنها بستند اما تركمانان به غلبه شهر را تسخير كرده قاضى و خانوادهاش را كشتند « 3 » . به نوشتهء قاضى احمد ، آقا كمال الدين حسين مسيّبى جد مادرى او از اولاد مسيّب بن على خزاعى است و اجدادش از عراق عرب به قم مهاجرت كرده و بعضى از آنها در زمان ميرزا شاهرخ تيمورى « متصدى مهمات ديوانى و معمارى قم » بودند و آقا كمال در زمان سلاطين تركمان كلانتر و معمار قم بود و « به كثرت ملك و اسباب و ثروت در آن مملكت امتياز تمام داشت » اما قبل از ظهور شاه اسمعيل از كارهاى دنيا كناره گرفته در خارج دروازهء مشهور به كنگان شهر قم زاويهاى ساخته آن را به حسينيه موسوم كرد و خود خرقه و جبّه پوشيده در آن زاويه معتكف شد و تصميم به خدمت علما و فضلا و فقرا گرفت « 4 » . در سال 908 قمرى وقتى شاه اسمعيل بر سلطان مراد آققويونلو غلبه كرد ، آقا كمال الدين به اتفاق سادات و قضات و اهالى شيعهء قم كه به قول قاضى احمد « قريب هفتصد سال به محنت تقيه گرفتار بودند » ، به همدان به استقبال شتافتند و شاه اسمعيل ايشان را به علت تشيّع از ساير اهالى كشور امتياز داده و چندى بعد به حسينيهء آقا حسين آمده او را از لباس درويشى بيرون آورد و تصدى امور و مهمات قم را به او و كارهاى دارايى و سپاهى ناحيه را به فرزندش آقا فتح اللّه سپرد « 5 » . در سال 918 قمرى پادشاه صفوى منصب « وزارت ديوان اعلى » را به آقا كمال الدين حسين تكليف كرد ولى او از اين پيشنهاد عذر خواسته كهولت و عدم تحمل سفرها را بهانه قرار داد و از آن پس به سمت وزارت و در عين حال حكومت قم منصوب گرديد و مهر بر احكام مىزد « 6 » . پدر قاضى احمد ، شرف الدّين حسين حسينى از منشيان دستگاه دولت شاه تهماسب بود و از طرف او ملقّب به « مير منشى » گرديد . هنگامى كه سام ميرزاى صفوى از طرف برادرش
--> ( 1 ) - خلاصة التواريخ نسخهء موزه ايران باستان ص 2 ( 2 ) - خلاصة البلدان : 134 ( 3 ) - گلستان هنر ترجمهء انگليسى با مقدمه زاخودر : 73 ( 4 ) - خلاصة التواريخ ، نسخهء موزه ايران باستان : 54 ( 5 ) - همان اثر : 55 ( 6 ) - خلاصة التواريخ : 82